مقدمه
اشغال و آزاد سازي خرمشهر در دوره دفاع مقدس، يکي از نقاط عطف جنگ تحميلي و حتي تاريخ معاصر ايران است. آزاد سازي خرمشهر از وجود اشغالگران بعثي تنها با اتکاء به قدرت خودي، ايمان و رشادت ديني و غيرت ملي- ميهني امکان پذير شد . مقاومت مردم خرمشهر و سربازان و رزمندگان ايراني در مقابل متجاوزي که تقريبا همه قدرتهاي مطرح و برتر جهان از آن حمايت مي کردند. بقدري ستودني بود که پس از گذشت ساليان زا آن، مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) در مقايسه با سقوط اخير رژيم صدام در مقابل حملات ارتش آمريکا، فرمودند: بغداد با بيش از 120 هزار نيروي نظامي، 35 روز در برابر هجوم عراقي ها مقاومت کردند که ملت ايران بايد به آن افتخار کنند.
مقاومت در برابر هجوم ارتش عراق و تلاش براي آزادسازي خرمشهر، مديون فرزنداني بود که در دامان انقلاب اسلامي تربيت شده بودند. اينان نه تنها براي دفاع از زاد و بوم خود در برابر متجاوز، بلکه براي اعلام و حفظ اعتبار و اقتدار حيات مجدد اسلام مي جنگيدند. حماسه خرمشهر شامل دو حماسه بود: يکي حماسه مقاومت خرمشهر و ديگري حماسه آزاد سازي خرمشهر.
مقاومت خرمشهر موجب استقرار ناپايدار نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي آسيب پذير، شد که به عنوان يک نقص جدي استراتژيک، تعرض ظاهرا موفق عراق را در موقعيتي قرار داد که هيچ گاه نتوانست حضور در مناطق اشغالي را به يک حضور قطعي قابل دفاع تبديل کند. از اين رو اراده جنگ را در نظاميان عراقي متزلزل کرد و آنها که ابتدا تصور برخورد با يک وضعيت ساده و متلاشي شده را داشتند، فهماند که اشغال، آسان نخواهد بود و در هر قدم بايد متحمل خسارات سنگيني شوند. مقاومت خرمشهر سنت مبارزه نابرابر، مبارزه با امکاناتي اندک و با احتمال کم پيروزي را پايه گذاري کرد و به رزمندگاني که بعدها هشت سال جنگ را پيش بردند، آموخت که دشمن را در هر وجب از پيشروي بايد درگير کرد و براي هر وجب پيشروي بايد جنگيد و اين تنها راه جنگ با دشمني است که تقريبا همه قدرت هاي جهاني، به طور فشرده آن را تجهيز و تدارک مالي، روحي، سياسي و نظامي ميکنند.
مقاومت خرمشهر به مسئولان و نخبگان نظامي جمهوري اسلامي يادآوري کردکه هرگونه ترديد و سستي در مقابله با دشمن، پذيرفتني نيست و به رزمندگان آموخت که حتي اگر فرماندهي به انجام وظايف خود قادر نباشد و حتي اگر اين خود به شکل نقطه ضعفي بارز در آيد، از مسئوليت يک مجاهد في سبيل الله چيزي نمي کاهد.
از سوي ديگر، حماسه آزادي خرمشهر نيز حماسه اي بزرگ بود که به ملت ايران آموخت که بتوانند حقارت شکست را فراموش کنند و باز هم عزت، استقلال و آزادي و تعيين سرنوشت را تجربه کنند.
جغرافيا و تاريخ خرمشهر
شهرستان خرمشهر با مساحت 4552 کيلومتر مربع، در منتهي اليه جنوب غربي استان خوزستان و در محل تلاقي رود کارون و اروند رود واقع شده و از مهمترين شهرهاي اين استان است که در 18کيلومتري شهر آبادان قرار دارد. اين شهرستان از شمال به اهواز، از شرق به شادگان، از جنوب به آبادان، و از غرب به اروند رود محدود است. شهرستان خرمشهر به طور کلي دشت و شوره زار است و ارتفاعات مهمي ندارد. فقط در جنوب شرقي آن، کوه ميشان به ارتفاع 250 متر ديده مي شود. مهمترين رود اين شهرستان کارون است که از وسط شهر مي گذرد و در نزديکي خرمشهر به اروند رود مي پيوندد. آب آشاميدني شهر از رودخانه هاي کارون، اروند رود و بهمنشير تامين مي شود.
شهرستان خرمشهر داراي دو بخش مرکزي و مينو است و ساکنين آن عموما به کار در بخش خدمات، کشاورزي (خرما و مرکبات)، حرفه هاي عبا بافي و حصير بافي و همچنين در کارهاي صنعتي اشتغال دارند. بندر خرمشهر در آخرين نقطه سرحدي غربي کرانه خوزستان قرار دارد و بارانداز و اسکله هاي آن در کرانه اروند رود، ايران را از عراق جدا مي کنند. تعيين حدود اين مرز از آثار دوره قاجار است ولي در سال 1975 م با توافق دو طرف اصلاحاتي حدود مرز ايران و عراق به عمل آمد. لازم به ذکر است در دوره ناصرالدين شاه قاجار، ميرزاتقي خان امير کبيرطي مذاکرات چهار جانبه روس، انگليس، عثماني و ايران، بعد از چهار سال گفتگو ، پيمان دوم ارزته الروم را امضاء کرد و به موجب آن در ازاي صرف نظر کردن از دعاوي ايران در مورد سليمانيه و واگذاري حاکميت کامل آن به عثماني، حاکميت ايران بر خرمشهر را تثبيت کرد. خرمشهر همواره به دليل موقعيت جغرافيايي و تجاري خود و به دليل ارتباط با درياي آزاد، ثروت عظيمي را در خود جاي داده است. وجود تجارتخانه هاي بزرگ و نمايندگي شرکت هاي بزرگ تجاري داخلي و خارجي، و همچنين شرکت هاي بزرگ کشتيراني، به خرمشهر چهره يک بندر بين المللي بخشيده است. به همين دليل خرمشهر از دو سده قبل، مورد توجه استعمارگران قرار گرفته و تا کنون چندين بار نيز به اشغال قواي خارجي در آمده است. از جمله عثماني ها در سال 1983 م، انگليس درسال 1857م و ارتش متجاوز عراق در سال 1359 ش، به اشغال اين شهر اقدام کردند.
کشف نفت در قرن نوزدهم در مناطق جنوب ايران و مجاورت خرمشهر با جزيره آبادان که بعدها پالايشگاه مدرني در آن ساخته شد، اهميت آن را دو چندان کرد.
خرمشهر تا پيروزي انقلاب اسلامي
- در دوره قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در خرمشهر چندين کرايش سياسي-اجتماعي فعال بودند:
الف) جريان مذهبي - سنتي: کارهاي علمي، فرهنگي و خدماتي نظير امورخيريه، جنبه اصلي فعاليت اين جريان را تشکيل مي داد و روحانيت شهر و بازاريان متدين را شامل مي شد و به دليل ارتباط با حوزه هاي علميه که داشت، جريان نيرومندي بود. اين جريان وجود بندري بودن شهر و تردد مداوم افرادي با فرهنگ هاي متنوع اجتماعي که تا حدودي محيط را تحت تاثير قرار مي داد و نيز با وجود آلودگي هاي فرهنگي ناشي از آمدو رفت خارجيان و فعاليت شرکت هاي خارجي، موفق شده بود فضاي مذهبي را در حد نسبتا مطلوبي حفظ کند. از جمله فعاليت هاي اين جريان، برپايي مراسم مختلف جشن و سوگواري مذهبي و دعوت از شخصيت هاي سرشناس براي سخيراني بود. علاوه بر اين، جلساتي محدودتر با حضور برخي عناصر فعال مذهبي شهر تشکيل مي گرديد.
ب) جريان مذهبي- انقلابي: اينان فعاليت خود را بر اساس مبناي اسلاميت قرار داده بود و در پيروزي از سياسيت هاي مذهبي- سياسي قيام 15 خرداد به وجود آمد. در اين جريان عمدتا نيروهاي جوان و پرشور مذهبي فعاليت داشتند. با شروع انقلاب اسلامي، نيروهاي انقلابي- مذهبي خرمشهر همانند ديگر شهرها فعال شدند اما به دليل عدم ارتباط قوي با شهرهايي همچون قم، تهران و اصفهان که در مبارزه نقش محوري داشتند، در مبارزه خلل ايجاد مي شد. در عين حال، حرکات انقلابي به صورت فعاليت هاي فرهنگي (برپايي نمايشگاه کتاب) و نيز تظاهراتي که غالبا رنگ خشونت مي گرفت و نيز تحصن و پخش اعلاميه انجام مي شد.
ج) جريان قومي: از سال 1961(1340ش) در پس اوج گيري حرکت هاي ناسيوناليستي و استقلال طلبانه جهان سوم به خصوص به توجه به نهضتي که جمال عبدالناصر در مصر رهبري آن را بر عهده داشت، در برخي کشورهاي عربي خاورميانه تشکل هايي مبتني بر ناصريسم شکل گرفت. از آن جمله تشکلي که مدتي بعد با نام (جبهه التحرير) (جبهه آزادي بخش) خوزستان ايجاد گرديد، که البته اين يکي در اصول به حزب بعث گرايش نشان مي داد.
در شرايطي که از سرکوب حرکت شيخ خزعل در خوزستان سالها مي گذشت، تاسيس سازماني که اتکايش بر قوميت عربي بود، آن هم با اشعارهاي مترقي و با اتخاذ مشي مبارزه با رژيم وابسته شاه توانست در ميان عده اي ازجوانان عرب پايگاهي پيدا کند.
اين سازمان را عراق در شرايط خاص بين المللي و منطقه اي ايجاد کرد و بزودي آن را از شکل يک حريان مبارزاتي و پيشرو خارح کرد و به گروهي مزدور مبدل ساخت که آلتي شد براي اجراي سياست ها و مطامع رژيم عراق، از اين رو وقتي ساواک موفق به قلع و قمع آن گرديد، ماجرا به عنوان جنگ قدرت دو نيروي ضد انقلابي که به نفع يک طرفه خاتمه يافته است، پايان پذيرفت و اين سازمان نتوانست موجد يک حرکت اصيل باشد. پس از دستگيري و اعدام برخي سران جبهه، سايرين متواري شدند و در کشورهاي ليبي، سوريه و عراق مراکزي براي ادامه فعاليت ايجاد کردند. رژيم عراق که پس از حاکميت حزب بعث، آشکارا از خود تمايل تجاوزبه منطقه بسياربا ارزش نظامي، سياسي و اقتصادي خوزستان را نشان مي داد. از اين گروه به عنوان يک سرويس اطلاعاتي که به تحرکات سياسي- تبليغاتي و يا به اقدامات خرابکارانه نيز دست مي زد، استفاده مي کرد. پس از توافق سال 1975 الجزاير، رژيم بعث تعدادي از عناصر جبهه را به رژيم شاه تحويل داد که برخي اعدام شدند و برخي به زندانهاني طولاني مدت محکوم گرديدند. با اين وجود، عراق همچنان براي حفظ و بقاي چنين گروهي تلاش مي کرد تا در موقع مقتضي از آن استفاده کند. سقوط رژيم شاهنشاهي و پيروزي انقلاب اسلامي و نابساماني اوضاع در اوايل انقلاب، سران رژيم عراق را ترغيب کرد که مطامع خود را مجددا مطرح سازند و حرکات قومي و محلي جديدي را عليه ايران سازماندهي و تدارک کنند. از اين رو دو ماه پس از سقوط رژيم شاهنشاهي، مراکزي را تحت عنوان (دفاتر جبهه آزادي بخش خوزستان) در بصره و العماره گشود و اقدام به عضوگيري کرد. بنابراين شرايط مناسب براي تشکيل و تقويت يک جبهه ضد انقلابي با محور قوميت ايجاد شد. صف بندي و جبهه بندي اين گروه در يکي از بحران هاي جمهوري اسلامي، به اولين درگيري انقلاب اسلامي و بعث عراق شکل داد. در اين درگيري رژيم بعثي عراق در پوشش دفاع از قوميت عربي، تا مدتي خرمشهر را در معرض تخت و تاز قرار داد و تحرکاتي از جمله انفجار و خرابکاري و تجمع نيروهاي نظامي در مرزها ، انجام داد که در نهايت حاصلي نداشت.
پس از فرو نشستن بحران ناشي از تحرکات (خلق عرب) در خرمشهر و شکست رژيم بعثي در استفاده از حضور سياسي- نظامي گروههاي وابسته، دوران ديگري آغاز گرديد که دوران آمادگي عراق براي ورود به يک جنگ تمام عيار نظامي براي تحقق اهداف خود بود.
خرمشهر در آستانه تهاجم عراق
از اواخر شهريور 1359 هر چند خرمشهر هنوز زير آتش قرار نگرفته بود، اما اوضاع شهر متشنج بود. هر چه آخر شهريور نزديک تر مي شد، بر وخامت اوضاع شهر افزوده مي گرديد. با تشديد درگيري در پاسگاه هاي مرزي، اروند رود و پايگاه نيروي دريايي، صداي انفجارهاي مکرر، مردم شهر را که نمي خواستند جنگ را باور کنند، در تشويش فرو مي برد. اصولا براي مردم شهر، قابل تصور نبود که عراق بخواهد در خاک ايران دست ره پيشروي بزند و همه معتقد بودند در اين صورت حتما شکست مي خورد، به همين دليل آن عده که در صدد ترک شهر برمي آمدند مورد تمسخر قرار مي گرفتند.
نه تنها مردم خرمشهر نسبت به آغاز جنگ ناباور بوده اند، بلکه مسئولين شهر نيز از اين نظر غافلگير شده اند. نمونه اش گمرک خرمشهر است که براي جلوگيري و کاهش زيان هاي اقتصادي ، پيشگيري لازم در مورد آن عمل نيامد. بندر خرمشهر که با توجه به تسهيلاتش بزرگترين بندر تجاري کشور محسوب مي شد، با حدود دوازده انبار بزرگ که هر يک ظرفيت بار چندين کشتي را داشت، مملو از کالاهاي صنعتي، ماشين آلات سنگين و سبک، اتومييل، دارو، لوازم خانگي، مواد اوليه قطعات کارخانجات، وسائل و تجهيزات نظامي و غيره بود. وقتي که احتمال هجوم عراق به طور جدي احساس شد، در شوراي تامين شهر طي چند جلسه اين موضوع بررسي شد و بر اساس تصميم حاصله و با توجه به وجود کالاهاي بسيار که امکان تخليه فوري آنها بود، کالاها درجه بندي شدند و اجناسي که حالت آتش زايي داشتند، در اولويت و کالاهايي که اهميت اقتصادي داشتند، در مرحله بعد قرار گرفتند که عملا تنها همان کالاهاي آتش زا خارج گرديدند و فرصت تخليه مابقي فراهم نشد.
در هفته آخر شهريور با گسترش در گيري هاي مرزي، مشکل ديگري بوجود آمد که بر اوضاع متشنج افزود. به علت آتش دشمن که علاوه بر پاسگاه ها، روستاهاي مرزي خرمشهر را نيز در بر مي گرفت،با در معرض خمپاره، توپ و آرپي جي نيروهاي عراق قرار گرفتن خانه هاي گلي روستائيان مناطق شلمچه، خين، مومني و ديگر نقاط مرزي خرمشهر و آسيب ديدن عده اي از مردم فقير و عرب زبان منطقه،روستائيان از بزرگ و مرد و زن با احشام خود به سوي خرمشهر سرازير شدند. نبودن جاي مناسب براي آنها، شهر را دچار مشکل جديدي کرد. روستائيان جنگ زده در شهر سرگردان يا در مساجد تجمع کرده بودند.
از سوي ديگر، تلاش بازماندگاه گروه هاي موسوم به خلق عرب نيز از عوامل افزايش تشنج بود. در اين شرايط ، نتيجه اغتشاش داخلي اين بود که بخشي از نيروهاي سپاه و بسيج درگير مسأله امنيت داخلي شوند و نتوانند در کنار ديگر نيروهاي فعال در مرز حاضر شوند. در اين ميان، سپاه خرمشهر به فرماندهي محمد علي جهان آرا، از نقاط اتکاء مردم و از کانون هاي آرامش دهنده شهر محسوب مي شد. سپاه خرمشهر نيز در اين شرايط هم در مقابله با ضد انقلاب و هم نسبت به حفاظت از مرزها نقش حساس و بار سنگيني بر دوش داشت، هر چند که فاقد سلاح و تجهيزات نظامي کافي بود.
در پي افزايش درگيري هاي مرزي و با توجه به وضع آشفته مرز و نيز اغتشاشات داخلي خرمشهر، در ارديبهشت 1359، تشکيلاتي تحت عنوان ((استاد اروند)) به وجود آمد تا نيروهاي نظامي و انتظامي را هماهنگ نموده، تصميم مشخصي در ارتباط با مسائل مرزي و ضد انقلاب اتخاذ کند. اين ستاد از نمايندگان نيروهاي نظامي ، انتظامي، استانداري و ...... تشکيل شده بود و مسئوليت آن را فرمانده تيپ يک لشکر 92 زرهي اهواز (سرهنگ عزيز مرادي) به عهده داشت که تا بيستم تير ماه در اين سمت باقي بود و از آخرين وضعيت نيروها، امکانات و موقعيت مرز، اطلاعات کافي کسب کرد و با کشف کودتاي نوژه، او که از مهره هاي اصلي کودتا و رهبري شاخه کودتا در خوزستان بود، با قايق از اروند رود عبورکرد و به عراق گريخت. به اين ترتيب خرمشهر در شرايطي مورد هجوم قرار گرفت که آمادگي دفاع در مقابل حجم گسترده ماشين جنگي عراق را نداشت. نه نيروي کافي و کارآمدي بود که کمبود امکانات را جبران کند، نه امکانات و نجهيزات مناسبي که در اختيار اندک نيروي مدافع قرار گيرد و نه فرمانده توانايي از اين حداقل توان، حداکثر بهره را برگيرد. برعکس، ارتش عراق با توجه به برنامه ريزيهاي طولاني و اقدامات گسترده، از آمادگي نظامي مناسبي برخورداربود. يگانها و نيروهاي عمل کننده اش با انجام مانورهاي متوالي و فشرده، آمادگي لازم را کسب کرده بودند و تجهيزات و امکانات گسترده اي در اختيار داشتند و ارتش عراق با اقدامات وسيع مهندسي، زمين مناطق عملياتي و معابر وصولي را براي عبور ستون هاي نظامي آماده کرده و امکان پشتيباني از يک جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه بر اين با استفاده از شيوه هاي رايج اطلاعاتي و شناسايي، اطلاعات لازم از استعداد و گسترش نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي، وضعيت زمين و عوارض آن را به دست آورده بود و با کمک سران فراري کشوري و لشکري شاه و همکاري اطلاعات کشورهاي غربي و منطقه اطلاعات نظامي، سياسي و اقتصادي خود را در مورد ايران افزايش داده بود. عراق به خصوص از مدتها قبل تحرکات، اقدامات و عمليات متعددي را در مناطق مرزي انجام داده بود و با جزيي ترين واکنش هاي خودي در مقابل انواع تحرکات عراق آشنا بود و ارزيابي دقيق از اوضاع داشت. با نزديک شدن زمان هجوم، به خصوص در روزهاي پاياني شهريور، سيل يگان هاي ارتش عراق با سرعت در مواضع از قبل تعيين شده، مستقر شدند .
اشغال خرمشهر
بعد از ظهر روز دوشنبه 31 شهريور ماه 1359، ناگهان باراني از آتش بر خرمشهر باريدن گرفت و شهر را غرق در آتش و دود ساخت. براي اغلب مردم بروز چنين وضعي قابل تصور نبود. در واقع پس از حملات هوايي عراق بر فرودگاههاي ايران در بعد از ظهر روز 31/6/59، يگانهاي زميني عراق ماموريت خود را شروع کردند. دشمن با شناسايي قبلي از ميزان توان و نيروهاي مستقر در پاسگاه ها و مرز و اطلاع از نقاط ضعف خودي، اقدام به هجوم کردو قبل از حرکت، اجراي آتش روي پاسگاه هاي مرزي و جاده هاي اصلي را تشديد نمود و علاوه بر اجراي آتش توپخانه، تانک ها و خمپاره اندازها ، جاده خرمشهر- اهواز، پاسگاه کيلومتر25 و پاسگاه شلمچه را زير بمباران هوايي خود گرفت. عراق ابتدا سعي کرد عقبه اصلي خرمشهر يعني جاده خرمشهر- اهواز را تهديد کند و امکان مقاومت نيروهاي مستقر در مرز و پاسگاه هاي مرزي را خنثي سازد.
طبق طرحي که از قبل مورد توافق مسئولين اتاق جنگ خرمشهر قرار گرفته بود، در صورت حمله عراق، وظيفه دفاع از مرزها را ارتش و ژاندارمري به عهده داشته و در صورت پيشروي دشمن و عبور از مرز شلمچه و رسيدن به دروازه هاي شهر، برادران سپاه به همراه مردم،دفاع از شهر را به عهده گيرند. البته نيروهاي سپاه با وجود قلت تعداد نسبت به حجم ماموريت هايشان و نداشتن سلاح مناسب، از مدت ها قبل از هجوم سراسري، در قسمت هايي از مرز مستقر شده بودند و البته درآغاز هجوم عراق، تنها سلاحشان آرپي جي 7،تيربارژ-3 و تفنگ ام-يک بود. با توجه به کمبود امکانات و ضعف فرماندهي پاسگاه ها و پايگاه هاي مرزي که حتي از اين حداقل امکانات استفاده لازم صورت نگرفت، در طول 45 کيلومتر مرز مورد هجوم دشمن در منطقه خرمشهر، پاسگاه ها به تدريج سقوط کرده يا تخليه شدند. در سومين روز تهاجم عراق (2/7/59) هشدارها نسبت به سقوط خرمشهر افزايش يافته، درخواست کمک مي شد. به اين ترتيب خرمشهر رفته رفته شکل نظامي به خود گرفت تا آماده يک مقاومت حماسي و سرنوشت ساز شود. در روز 2/8/59 نتيجه سه روز هجوم دشمن، شهادت 480 غير نظامي زن و مرد و کودک، مجروح شدن بسياري از مردم و ويراني ساختمان ها بود. بسياري از انبارها و فروشگاه ها و غيره طعمه حريق شدند. اغلب ادارات بدون تخليه امکانات و اسناد، تعطيل شده، هر چند گاه يکي از آنها دستخوش ارتش دشمن مي شود. فرمانداري، شهرداري، آتش نشاني، اداره آب، برق و مخابرات از جمله ارگان هايي بودند که بي وقفه تلاش براي انجام اقدامات ضروري و امداد رساني مي کردند. ترک شهر توسط خوانواده ها و کساني که توان مقابله نداشتند، ادامه يافت اما عده بسياري هم تصميم به دفاع گرفته به نداي امام (ره) لبيک گفتند. اينان جوانان جزب الهي خرمشهر بودند که بسياري از اقشار مردم ، آنها را همراهي مي کردند. اما آنچه به اين سرزمين قداست خاصي بخشيد، حضور تازه وارديني بود که به محض شنيدن خبر تجاوز دشمن براي اجراي وظيفه الهي ، خود را به ميعادگاه رساندند. به اين ترتيب، رژيم عراق که قصد داشت سه روزه خوزستان را اشغال کند و به سرعت به اهداف خود برسد و افسران عراقي پيش بيني کرده بودند که خرمشهر را ظرف چند ساعت تصرف کنند، با گذشت شش روز از آغاز هجوم و به کارگيري بخش اعظم ارتش عراق، نه تنها در اشغال استان خوزستان موفقيتي کسب نکرده است، بلکه پشت دروازه هاي خرمشهر مجبور به توقف شده است. لذا با شکست طرح اوليه رژيم عراق (طرح پيروزي برق آسا) در جنگ عليه جمهوري اسلامي که با از جان گذشتگي رزمندگان و بسياري از مردم نقاط مرزي، به خصوص مردم خرمشهر که سد محکمي در مقابل هجوم گسترده ارتش عراق ايجاد کردند، حاصل شد، رژيم عراق در هفتمين روز جنگ هماهنگ با پشتيبانان جهاني¬اش در شوراي امنيت سازمان ملل پيشنهاد آتش بس دارد که از سوي ايران رد شد.
در اين اوضاع که يک هفته از هجوم سراسري عراق به ايران مي¬گذشت، عاليت ستون پنجم دشمن ضد انقلاب آشنا به منطقه در همکاري با پشتيباني همچون انتقال مجروحين، باز کردن راه بر آمبولانس¬هاف امداد اوليه و غيره به جمع¬آوري سلاح، مهمات و اطلاعات مي¬پرداختند مشکلات اصلي دشمن در اين مرحله براي ورود به داخل خرمشهر چند علت اساسي داشت:
1. عدم شناخت دقيق از اوضاع داخل شهر.
2. حضور رزمندگان اسلام در داخل شهر و مشکلات اشي از مقاومت آنان و نيز هراس دشمن از جنگ شهري.
3. خالي شدن پشت سريگان¬ها، در صورت ورود به داخل شهر و نيز احتمال تفرقه يگان¬ها از يکديگر.
4. ويژگي اصلي اين مرحله از تهاجم، استفاده دشمن از آتش پشتيباني پر حجم، همزمان با آغاز حمله در 16/7/1359 بود. اجراي آتش سنگين، خسارت فراواني را بر خرمشهر وارد کرد و ستون¬هاي عظيم دود حاصل از آتش¬سوزي¬هاي متعدد، آسمان شهر را سياه نمودند. طي اين مرحله و نيروهاي دشمن ضمن پيشروي در داخل بندر، به مراکز شهر نيز نزديک شده و ساختمان¬هاي پيش ساخته را به تصرف در آوردند اما جاده خرمشهر - اهواز همچنان در تصرف نيروهاي خودي قرار داشت.
عراقي تا 19 مهر همچنان در مدخل خرمشهر و حوالي آن درگير بودند گرچه مقاومت در داخل خرمشهر نيروهاي عراقي را با تلفات زياد و کندي در پيشروي روبه¬رو ساختف ولي در عين حالف عدم تقويت نيروهاي خودي و نبودن آتش پشتيباني و غيره موجب گرديد که دشمن به هنگام عبور از رودخانه کارون خود را از تهديد قواي جمهوري اسلامي در امان دانسته و با اطمينان کامل از رودخانه عبور 1359، از مقاومت بندر و پليس راه کاسته شد و پادگان دژ نيز به طور کامل سقوط کرد. اين در واقع مقدمه کنترل کامل دشمن بر منطقه شمال پليس راه و جاده کمربندي بود.
لازم به ذکر است که مدافعين شهر براي مقاومت با دشواري¬هاي بسياري مواجه بودند. به نيروهاي داخل شهر نه تنها اضافه نمي¬شد، بلکه با شهادت و مجروح شدن نيروهاي موجود، هر لحظه از تعداد آن¬ها کاسته مي¬شد. در اين وضعيت، هرچند ادامه مقاومت بسيار دشوار بود اما ترک شهر براي حماسه آفرينانش دشوارتر به نظر مي¬رسيد، به همين خاطر مقاومت قدم به قدم سلحشوران مسلمان ادامه يافت تا روز 24 مهرماه که خرمشهر، شهر خون شد و «خونين شهر» نام گرفت. اخباري که از داخل به خارج شهر منتقل مي¬شد، همگي حکايت از وضعيت بحراني و سقوط قريب الوقوع شهر داشت.
در دوم 1359، دشمن با قواي بسياري اقدام به پيشروي کرد و علي رغم خالي شدن مسجد جامع از مدافعين خرمشهر، عظمت و نقش بي¬نظير اين ميعادگاه در مقاومت و دفاع طولاني خرمشهر مانع نزديکي دشمن به آن مي¬گرديد. پل خرمشهر نيز متعاقب وضعيت جديدف به طور کامل مسدود گرديد. از اين پس، نه تنها ورود به داخل شهر امکان¬پذير نبود، بلکه راه خروج از شهر نيز مسدود شده بود. در اين اوضاع، نيروها با اسفتاده از بلم و با عبور از زير جداره¬هاي پل خرمشهر، تردد مي¬کردند. با مسدود شدن پل، فرماندهي دشمن، روز دوم آبان را روز اشغال خرمشهر اعلام کرد و اين در حالي بود که هنوز مقاومت نيروها ادامه داشت و دشمن توانسته الوقوع بود. بر اين اساس، دستور عقب نشيني به نيروهاي خودي صادر شد و مجروحين براي انتقال به منطقه امن و دور از دسترس دشمن، به ساحل رودخانه کارون منتقل شدند. بدين ترتيب مدافعين خرمشهر تا آخرين لحظات با دشمن جنگيدند و با مقاومت، ايثار و جانفشاني خود، حديثي حماسي و انقلابي و در عين حال غم انگيز و مظلومانه را رقم زدند و تاريخي پر افتخار و درخشان از خود بر جاي نهادند.
دشمن بعثي که در ابتدا تصر خرمشهر را بسيار ساده و در دسترس پنداشته و بر همين اساس تنها دو گردان از نيروي مخصوص را جهت اجراي ماموريت و تصرف خرمشهر اختصاص داده بود، عملا مجبور شد که به منظور مقابله با مدافعين سلحشور و مظلوم خرمشهر، بيش از دو لشگر را طي سي و چهار روز به کار گيرد.
عمليات براي آزاد سازي خرمشهر
از زمان تجاوز و سرانجام زمين گير شدن دشمن در مناطق اشغالي تا آغاز تهاجم گسترده رزمندگان اسلام که به آزادسازي مناطق اشغالي منتهي شد. يک سال و نيم طول کشيد. طي اين مدت، اساسا تداوم حضور نيروهاي جمهوري اسلامي فاقد قابليت و توانايي لازم براي انهدام و بيرون راندن آنها از مناطق متصرفه مي¬باشند. ضمن اين که طي اين مدت تحرک چشمگيري که منجر به آزادسازي اين مناطق بشود، صورت نگرفت و همين امر در شکل¬گيري ذهنيت دشمن موثر بود. علاوه بر اين، اميدواري دشمن به تحولاتي که در جبهه داخلي (جبهه ضد انقلاب) صورت مي¬گرفتف منجر به اين باور و تلقي شده بود که تاثيرات ناشي از بي¬ثباتي داخلي، به هيچ وجه امکان سازماندهي مناسب نظامي را براي جمهوري اسلامي فراهم نخواهد کرد. ضمن اين که عراقي¬ها تمايل به همکاري با گروه¬هاي ضد انقلاب داخلي را رسما اعلام کردند.
در اين وضعيت جمهوري اسلامي به يکباره وضعيت حاکم بر جبهه¬هاي نبرد را دگرگون ساخت و با بيرون راندن دشمن از مناطق اشغالي، توازن سياسي _ نظامي را به سود خود تغيير داد. اين امر ناشي از چند مسئله بود.
اول. فضاي ناشي از تشنج و منازعات سياسي در جامعه امکان توجه و پرداختن به امور معنوي را ضعيف و کم رنگ کرده بود لذا با پيدايش اوضاع جديد و به موازات حذف منافقين و ليبرال¬ها از صحنه سياسي کشور و متقابلا اقداماتي که منافقين با ترور مسولان و مردم آغاز کردند، زمينه حضور مجدد مردم در صحنه سياسي کشور فراهم شد. آغاز روند تامين ثبات سياسي در کشور و معنويت برخاسته از اوضاع جديد، در عمل امکان افزايش حضور نيروهاي مردمي در جبهه¬هاي جنگ را فراهم ساخت و فرهنگ معنوي موجود در جبهه¬هاي جنگ و پيروزي¬هاي نظامي، بر گسترش دامنه تحولات روحي در مردم افزود. تاثيرات ناشي از تحول روحي مردم به افزايش حضور آن¬ها در جبهه¬هاي جنگ انجاميد و وضعيت جديدي را در ميدان¬هاي رزم به وجود آورد. پيش از اين، در زمان فرماندهي بني¬صدر بر قواي مسلح، سپاه پاسداران از تجهيزات و امکانات و توجه اندکي برخوردار بود و مورد بي¬مهري بسياري قرار داشت ليکن با تغيير اوضاع، سپاه پاسداران توانست قواي خود را افزايش داده و ظرفيت به کارگيري متمرکز نيورهاي مردمي را ايجاد کرده و از اين عامل اساسي در جهت پيشبرد اهداف نظامي استفاده کند به نحوي که ظرف مدت کوتاهي، سپاه توانست چهار تيپ سازماني تشکيل دهد که هر کدام داراي 8 تا 12 گردان عملياتي بودند. همچنين در پي حذف بني¬صدر، مقدمات همکاري جدي نيروهاي نظامي (ارتش و سپاه) فراهم شد و عمليات ثامن الائمه که در نتيجه اين همکاري و با تلاش شهيدان کلاهدوز و نامجو طراحي شد، پس از تصويب رييس شوراي عالي دفاع به اجرا درآمد. در پي نتايج حاصله از اين عمليات، همکاري دو سازمان (ارتش و سپاه) به همراه ترکيب جديدي از تلفيق نيروها و اتخاذ استراتژي عملياتي و تاکتيک¬هاي رزمي نوين آغاز شد. همکاري¬هاي متقابل سپاه و ارتش در جوي سرشار از تفاهم، به رفع بسياري از توهمات و تبليغات سوء گذشته انجاميد. فضاي مناسبي که در اين برهه از انقلاب و جنگ حاصل شد، به گسترش ابتکار و خلاقيت در صحنه¬هاي جنگ منجر گرديد. دو عمليات (فرماندهي کل قوا) و (ثامن الائمه) باورهاي غلط دشمن درباره توان رزمندگان اسلام را در هم ريخت و امنيت خاطر دشمن را که مدت¬ها بدون دغدغه در قسمت بزرگي از مناطق اشغالي مستقر شده بود، سلب کرد، ضمن اينکه موجب نمايان شدن هرچه بيشتر آسيب¬پذيري دشمن نيز گرديد. عمليات طريق القدس دو ماه پس از عمليات ثامن الائمه طراحي و اجرا شد که دشمن را مجبور به پذيرش واقعيات جديد کرد. علاوه بر اين، عمليات فتح المبين در تاريخ 2/1/61 نيز شکست¬هاي ديگري بر دشمن وارد کرد.
به اين ترتيب به موازات کسب پيروزي نظامي در جبهه¬هاي نبرد که از نيمه دوم سال 1360 آغاز شد و با عمليات فتح المبين به اوج رسيد، موقعيت سياسي _ نظامي کشور در سال 1361 در وضعيت نويني قرار گرفت. اجراي سلسله عمليات آفندي عليه دشمن که شامل «ثامن الائمه» در منطق شرق رودخانه کارون. «طريق القدس» در غرب منطقه اهواز و «فتح المبين» در منطقه عمومي شوش در غرب جاده انديمشک - اهواز مي¬شد، نتايج مهمي به بار مي¬آورد. اين نتايج که عملا زمينه انتخاب منطقه عملياتي غرب کارون را براي آزاد سازي خرمشهر فراهم کرد، عبارت بودند از
1- انهدام بخش قابل توجهي از نيروي زميني دشمن
2- آزاد سازي بخش مهمي از مناطق اشغالي در جنوب کشور
3- آزاد سازي نيروهاي پرافندي خودي در مناطق اشغالي
4- افزايش توانايي، توانايي طرح ريزي و عملياتي رزمندگان اسلام
براين¬اساس، انتخاب منطقه عمومي غرب رودخانه کارون براي آزادسازي خرمشهر و مراکز مهم و حياتي آن، طي يک روند تکاملي صورت پذيرفت.
مناطق اطراف خرمشهر براي فرماندهان نظامي عراق از اهمّيّت ويژه اي برخوردار بود زيرا پدافند از اين منطقه بر دشمن، در مقايسه با ساير مناطق اشغالي از اهمّيّت بيشتري برخوردار بود و علاوه بر اين که ادامه اشغال خرمشهر، دشمن را از يک موضع قوي در روند مذاکرات صلح برخوردار مي¬کرد، متقابلا از دست دادن خرمشهر نيز در واقع به مثابه شکسته شدن تنها سد دفاعي بصره، دومين شهر مهم عراق پس از بغداد و در معرض تهديد جدي قرار گرفتن آن شهر بود و لذا اين دو مسئله با يکديگر پيوند خورده بودند. به اين ترتيب دشمن مصمم بود که با چنگ و دندان و به هرشکل ممکن منطقه را در اشغال خود نگه دارد.
عمليات آزادسازي خرمشهر، عمليات «بيت المقدس» بود که بلافاصله پس از اتمام عمليات فتح المبين، در تاريخ 10/1/61 جلسه مشترکي با حضور فرماندهان سپاه و ارتش تشکيل شد و به کليه يگان¬ها ابلاغ گرديد که طي دو هفته بازسازي يگان¬ها و طرح¬ريزي عمليات را انجام داده و نتيجه را اعلام نمايند. اهداف اين عمليات عبارت بودند از:
1- انهدام نيروي دشمن حداقل با استعدادي بيش از دو لشکر
2- آزاد سازي شهرهاي خرمشهر، هويزه و پادگان حميد
3- آزاد سازي حدود 6000 کيلومتر مربع از سرزمين¬هاي اسلامي با بيرون راندن نيروهاي دشمن
به دنبال 25 روز تلاش پيگير و مداوم براي آماده سازي مقدمات عمليات بيت¬المقدس، سرانجام با آغاز ارديبهشت 1361، قرارگاه¬ها و يگان¬ها آخرين جلسات بررسي مانور عمليات را برگزار کردند. امکانات مورد نياز عمليات از جمله پل، ماشين آلات مهندسي، تانک، نفربر و غيره به تدريج نيز با حجم تردد چشمگيري به مناطق سرازير شد. دشمن که از مدت¬ها قبل تهاجم رزمندگان اسلام براي آزادسازي خرمشهر را پيش¬بيني مي¬کرد، به انتظار عمليات اين مجاهدان جان بر کف نشسته بود. التهاب و شور و نشاط زايد الوصفي سراپاي وجود نيروهاي رزمنده را فراگرفته بود. به ويژه باقي مانده رزمندگاني اسلام براي آزادسازي خرمشهر را پيش¬بيني مي¬کرد، به انتظار عمليات اين مجاهدان جان بر کف نشسته بود. التهاب و شور و نشاط زايدالوصفي سراپاي وجود نيروهاي رزمنده را فرا گرفته بود. به ويژه باقي مانده رزمندگاني که با تهاجم سبعانه دشمن به خرمشهرف به مقابله با آن برخاستند و طي قريب 35 روز نبرد و مقاومت مظلومانهف بسياري از طرح¬هاي دشمن را به شکست کشاندند، اکنون در يگان¬هاي مامور به نفوذ در خرمشهر فرماندهي شده و در آرزوي ورود به خرمشهر، به مقابله با آن برخاستند و طي قريب 35 روز نبرد و مقاومت مظلومانه، بسياري از طرح¬هاي دشمن را به شکست کشاندندف اکنون در يگان¬هاي مامور به نفوذ در خرمشهر فرماندهي شده و در آرزوي ورود به خرمشهر، براي آغاز عمليات لحظه شماري مي-کردند. انديشه¬هاي اعتقادي و فرهنگي حاکم بر فرماندهان عملياتي موجب شده بود تا سيزدهم ماه رجب، روز ميلاد مولاي متقيان علي(ع) به عنوان روز شروع عمليات انتخاب شود. به همين منظور رمز مقدس يا علي بن ابي طالب(ع) نيز براي عمليات انتخاب گرديد. انجام موفق عمليات بيت المقدس، رزمندگان اسلام در تاريخ 3/3/1361 برخلاف تصور دشمن که از دروازه¬هاي شرقي و شمالي و جنوبي در کمين آن¬ها بود. از دروازه¬هاي غربي (از همان جايي که دشمن وارد خرمشهر شده بود)، شهر را آزاد و نيروهاي دشمن را منهدم کردند و بسياري از آنان را به اسارت در آوردند. بدين ترتيب، خرمشهر که پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن سقوط کرده بود، بعد از 575 روز اشغال، ظرف کمتر از 48 ساعت آزاد و به طور کامل از لوث وجود اشغالگران پاکسازي شد، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر به جاي آوردند. اعلام خبر آزادسازي خرمشهر در ساعت 14 از صداي جمهوري اسلامي ايران، امت حزب الله را که مدت¬ها در آرزوي چنين لحظه¬اي بودند، مسرور ساخت و شهرهاي کشور غرق در شادي و سرور شدند. در پايان آن روز، مردم ايران با حضور در مساجد، نماز شکر به جاي آورده و با فرا رسيدن شب، به يمن پيروزي رزمندگان اسلام و غلبه حق بر باطل، بر پشت بام¬ها صداي الله اکبر سردادند. فتح خرمشهر به منزله بزرگترين پيروزي نظامي _ سياسي جمهوري اسلامي در جنگ تلقي شده و در مقابل، دشمن و حاميان (آمريکا، شوروي، اروپا و کشورهاي عرب منطقه) نيز بزرگترين ضربه سياسي - نظامي را متحمل شدند. در مجموع طي چهار مرحله عمليات بيت¬المقدس، 19000 نفر از نيروهاي دشمن به اسارت در آمدند و بالغ بر 16000 نفر کشته و زخمي شدند.
بازتاب آزاد سازي خرمشهر
بسياري از کارشناسان نظامي و تحليل گران رسانه¬هاي خارجي، همانند نيروهاي عراقي، در برابر سرعت عمل ويژگي¬هاي عملياتي رزمندگان اسلام به هنگام فتح خرمشهر، غافلگير، مبهوت و شگفت زده شدند. معظل اصلي اينان علاوه بر عدم باور به توانايي¬هاي رزمندگان اسلام، بيشتر ناشي از عدم پذيرش باطني موقعيت برتر سياسي _ نظامي جمهوري اسلامي ايران بود که با فتح خرمشهر و نتايج ناشي از آن در سطح منطقه خليج فارس و خاورميانه حاصل مي¬شد. چنانکه در پي شروع عمليات بيت المقدس، همگي، پيشروي رزمندگان اسلام و در هم شکستن استحکامات را همراه با ترديد و ناباوري مطرح مي¬کردند.
روي هم رفته فتح خرمشهر سه پيامد عمده داشت:
الف: تغيير توازن سياسي - نظامي به سود ايران: فتح خرمشهر از ديدگاه حاميان عراق به منزلهء سقوط رژيم عراق و فروپاشي کشورهاي منطقه بود. به دنبال برتري موقعيت ايران پس از فتح خرمشهر، در ميان آمريکايي¬ها دو ديگاه کلي در مورد برخورد با ايران و عراق و مسئله جنگ وجود داشت:
اول، کيسينجر و برخي ديگر بر اين نظر بودند که با توجه به تبعات ناشي از پيروزي¬هاي ايران و تاثيرات آن بر تغيير موازنه در منطقه، لزوما مي¬بايد با دادن امتياز به ايران، هرچه زودتر در اين منطقه¬ آتش بس برقرار کنيم.
دوم، برخي ديگر از صاحب نظران آمريکايي عقيده داشتند در حالي که ايران نسبت به عراق در موضع¬ برتري قرار گرفته و نوعي اضطراب و نگراني در سراسر منطقه مستولي شده است و همچنين با توجه به وضعيت نامطلوب روحي و رواني ارتش عراق، برقراري هرگونه آتش بس همراه با دادن امتياز به ايران منجر به تشديد بي¬ثباني در منطقه و عراق و به عبارتي گسترش انقلاب اسلامي خواهد شد و اين مسئله چيزي نيست که آمريکا نسبت به آن بي¬تفاوت باشد.
رويهم رفته احتمال فروپاشي رژيم عراق و تبعات ناشي از آن در سطح منطقه خليج فارس، چنان ابعاد گسترده¬اي به خود گرفت که جلوگيري از آن، محور همه تلاش¬ها و اقدامات نظامي و ديپلماتيک کشورهاي حامي عراق قرار گرفت.
به طور کلي آنچه که رسانه¬هاي خارجي و کارشناسان و تحليل¬گران نظامي درباره وضعيت جديد عراق و ضعف و ناتواني اين کشور مورد توجه قرار دارند، عمدتا شامل محورهاي زير بوده:
1 - شکست سياسي _ نظامي عراق از نظر استراتژي و تاکتيک
2- از دست دادن برگ برنده براي مذاکرات صلح
3- ضعف روحي نيروهاي عراقي و تحقيرهاي ناشي از شکست¬ها و عقب-نشيني¬هاي پي در پي
4- فزوني يافتن مشکلات اقتصادي عراق به ويژه پس از مسدود شدن خط لوله صدور نفت از اين کشور توسط سوريه
5 - ترديد کشورهاي عربي در مورد توانايي نظامي عراق، علي رغم کمک¬هاي همه جانبه مالي، سياسي، تبليغاتي و نظامي
6- ترديد حاميان عراق در مورد سرنوشت رژيم اين کشور و حيات سياسي صدام¬
ب: تغيير ماهيت جنگ: جمهوري اسلامي ايران در فاصله زماني شهريور 1359 تا قبل از شکسته شدن محاصره آبادان (مهرماه 1360)، در حالتي انفعالي و عميقا تحت تاثير ابعاد و اهداف تهاجم عراق داشت. بي¬ثباتي در جبهه داخلي و فقدان قابليت نظامي لازم براي بازپرس گيري مناطق اشغالي دو مشخصه بارز وضعيت جمهوري اسلامي در اين دوره بود. چنين وضعيتي امکان هرگونه تحرک و فعاليت گسترده را از نيروهاي نظامي ايران سلب کرده بود با توجه به اهداف آمريکا و عراق از تحميل جنگ به جمهوري اسلامي ايران، جنگ در اين دوره به منزله اهرم فشار سياسي و نظامي به ايران، براي سقوط نظام جمهوري اسلامي و يا مهار و تعديل اين نظام، قلمداد مي¬شد. ابزار لازم براي تحقق هدف ياد شده، علاوه بر حضور نظامي عراق در مناطق اشغالي، اعمال فشارهاي سياسي _ نظامي در داخل و نيز در سطح منطقه و بين الملل به ايران بود.
در پي تحولات در جبهه داخلي و سپس تاثيرات آشکار آن بر جبهه نظامي، روند تحولات با شکسته شدن محاصره آبادان به سود جمهوري اسلامي ايران تغيير کرد. در موقعيت جديد، قواي اسلامي با به دست-گيري ابتکار عمل در جبهه¬هاي نبرد و هجوم¬هاي پي در پي به نيروهاي عراق، اوضاع را عميقا به سود جمهوري اسلامي ايران تغيير دادند. در واقع عنصر اصلي و تعيين کننده در اين مرحله که منجر به تغيير ماهيت جنگ نيز شد، توانمندي رزمندگان اسلام براي حمله به نيروهاي دشمن و آزاد سازي مناطق اشغالي بود. اين مهم با جذب و سازمان دهي نيروهاي مردمي، گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و تجديد قواي نيروهاي ارتش و همکاري و هماهنگي اين نيروها با يکديگر حاصل شد. از اين پس ايران در موضعي قرار داشت که آمريکايي¬ها ارائه امتياز به ايران را به زيان خود ارزيابي مي¬کردند و توانايي نظامي ايران و برتري آن نسبت به عراق و پافشاري بر احقاق حقوقش را نگران کننده مي¬دانستند. بر همين اساس و مبتني بر درکي که غرب و شرق از وضعيت جديد و تبعات ناشي از آن داشتند.
اقدامات گسترده¬اي به منظور تغيير مجدد اوضاع به سود عراق در دستور کار خود قرار دادند.
ج: نگراني¬ها و اقدامات آمريکا: آمريکايي¬ها بنا به اظهارت کارتر رييس جمهور وقت آمريکا اميدوار بودند که جنگ، ايران را بر سر عقل آورد و نيز پيش¬بيني آن¬ها مبني بر اينکه روند فرسايش جنگ و بي¬ثباتي اوضاع داخل ايران، سرانجام منجر به فرسايش و اضمحلال جمهوري اسلامي و پذيرش شرايط صلح تحميلي خواهد شد، در برابر پيدايش وضعيت جديد کاملا غافلگير و به صورت فزاينده¬اي نگران شدند. روزنامه¬هاي پر تيراژ آمريکا تماما طي تجزيه و تحليل¬هاي متعدد، وضعيت عراق را اسف بار توصيف کرده و نگراني خود را از پيروزي¬هاي قريب الوقوع جمهوري اسلامي در سطح منطقه اظهار و به دست اندرکاران آمريکايي ضرورت برخورد فعال با روند تحولات منطقه را خاطر نشان کردند.
تلاش¬ها و اقدامات بعدي آمريکا در پي درک و تحليلي که از اوضاع بحراني منطقه خليج فارس و خاورميانه داشت.
در الويت اول، تشکيل جبهه ميانه رو عرب و ممانعت از بي¬ثباتي اين کشورها¬ و تقويت اين جبهه در برابر جبهه پايداري عرب بود. به علاوه، تلاش براي حفظ صدام و کمک و تقويت همه جانبه اين رژيم به منظور مهار و کنترل پيروزي¬هاي ايران و همچنين سازمان دهي¬ تلاش¬هاي ديپلماتيک براي تحميل صلح به ايران، بخش ديگري از کوشش¬ها و اقدامات آمريکا را تشکيل مي¬داد.

منابع و مآخذ :
1. کاظمي، اصغر، خرمشهر در اسناد ارتش عراق، (تهران: حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، چاپ اول، 1357)
2. دروديان محمد، خرمشهر تافاو، (تهران: مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1378)
3. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، خونين شهر تا خرمشهرف (تهران: مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ چهارم، 1377)
4. انصاري، مهدي - دروديان، محمد _ نخعي، هادي. خرمشهر در جنگ طولاني، (تهران: مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1357)
5. روزنامه اطلاعات، مورخ 23/1/82
6. منصوري لاريجاني، دکتر اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس، (تهران: اسليمي، چاپ اول، 1380)
7. افشار سيستاني، ايرج. خوزستان و تمدن ديرينه آن، (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران، ج 2، 1373).
8. حقيقت، عبدالرفيع. فرهنگ تاريخي و جغرافيايي شهرستان¬هاي ايران، (تهران: کوشش، چاپ اول، 1376).






خرمشهر شقايقي خون رنگ

نويسنده: سيد مرتضي آويني
خرمشهر شقايقي خون رنگ است كه داغ جنگ بر سينه دارد.... داغ شهادت.
ويرانه هاي شهر را قفسي در هم شكسته بدان كه راه به آزادي پرندگان روح گشوده است تا بال در فضاي شهر آس